۲۰ صفر :

ورود اهل بيت عصمت(عليهم السلام) به كربلا :

يزيد وقتى هشيارى مردم شام و آثار كراهت نسبت به خود را در چهره آنان ديد، اهل بيت عصمت(عليهم السلام) را طلبيد و تظاهر به مهربانى با آنان نمود و خود را از قتل امام(عليه السلام) تبرئه مى كرد.
ايشان را در ميان ماندن در شام و برگشتن به مدينه مخير گردانيد، اهل بيت(عليهم السلام)مراجعت به مدينه را انتخاب كردند و گفتند: بگذار براى كشته شد گانمان عزا دارى كنيم يزيد گفت: آنچه مى خواهيد انجام دهيد. اهل بيت(عليهم السلام) جامه هاى سياه پوشيدند و زنان هاشميه و قرشيه و زن هاى شام دسته دسته با لباس ماتم ناله و شيون كنان به تعزيت آمدند. مرثيه خوان آن مجلس با شكوه ام كلثوم دختر حضرت على(عليه السلام) بود.
يزيد، نعمان بشير را خواست و گفت مهياى سفر باش و براى اين زنان هرچه لازم است مهيا كن و از اهل شام مردى را كه به امانت و ديانت موسوم است با جمعى از لشكر به جهت حفظ اهل بيت(عليهم السلام) در خدمت ايشان بگمار و به مدينه حركت ده، نعمان نيز چنين كرد.
خاندان عصمت(عليهم السلام) موقعى كه از مدينه كوچ داده مى شدند به عراق رسيدند به راهنما گفتند: ما را از كربلا ببر او نيز قبول كرد، چون به قبر پاك حضرت امام حسين(عليه السلام) و ساير شهداء رسيدند، ديدند جابر نيز با جماعتى از طايفه بنى هاشم و مردانى از آل پيامبر(صلى الله عليه وآله) به زيارت آمده اند.

ملحق شدن رأس مطهر امام حسين(ع) به بدن مطهر :

بنابر قول سيد رضى(رحمه الله) رأس شريف امام حسين(عليه السلام) توسط امام زين العابدين(عليه السلام) از شام به كربلا آورده شد و به بدن مطهر آن حضرت ملحق گرديد.

زيارت جابر از كربلا :

در بيستم صفر سال 61 هجرى قمرى جناب جابر بن عبداللّه انصارى و همراهانش قريب به چهل روز بعد از شهادت امام حسين(عليه السلام) از مدينه به كربلا وارد شدند.او به همراه عطيه قبر حبيبش سيد الشهداء(عليه السلام) را زيارت كرد.

وفات شيخ جعفر شوشترى :

شيخ بزرگوار و محقق رفيع الشأن و فقيه اصولى جعفر شوشترى در موقع برگشتن از خراسان سال 1303 هجرى قمرى در منزل كرند وفات يافت بدن ايشان به نجف اشرف منتقل و در يكى از حجره هاى صحن حضرت على(عليه السلام) به خاك سپرده شد.

او تمام اوقات خود را در ارشاد و هدايت و موعظه و امور دينيّه بندگان خدا صرف نمود و چهار كتاب از خود به يادگار گذاشته: منهج الرشاد ـ مجالس البكاء ـ اصول دين ـ خصائص حسينيّه.


رت آیة ‌الله العظمی مکارم شیرازی در مراسم رونمایی از اولین شبکه ضریح جدید امام حسین (ع):
مقام امام حسین (ع) در آسمان ها از مقام ایشان در زمین والاتر و بالاتر است

ضریح امام حسین (علیه السلام) وابسته به امام حسین (علیه السلام) است و محبت شیعیان به چوب نیست بلکه احترام به صاحب آن است و در اصل ضریح نشانه، و بیانگر این مطلب است

حضرت آیة ‌الله العظمی مکارم شیرازی در مراسم رونمایی از اولین شبکه نصب شده بر روی ضریح جدید امام حسین (علیه السلام) در سخنانی با اشاره به توضیحات رییس و مدیر پروژه ساخت ضریح امام حسین (علیه السلام) در ابتدای این مراسم فرمودند: مقام امام حسین (علیه السلام) در آسمان ها از مقام ایشان در زمین والاتر و بالاتر است.

معظم له با بیان این‌که امام حسین (علیه السلام) چراغ هدایت و کشتی نجات است، خاطرنشان کردند: هنگامی که ظلمت های فتنه جامعه بشریت را فرا می گیرد برای رهایی از ظلمت بایستی از چراغ استفاده کرد که آن چراغ هدایت ، وجود مبارک امام حسین (علیه السلام) است.

آیة ‌الله العظمی مکارم شیرازی ادامه دادند: هنگامی که امواج متلاطم فتنه انسان ها را تهدید می کند باید به کشتی نجاتی پناه برد که آن کشتی نجات نیز امام حسین (علیه السلام) است.

ایشان با اشاره به شبهات مطرح شده در مورد زیارت امام حسین (علیه السلام) ابراز داشتند: برخی افراد نادان می گویند مسأله عاشورا و کربلا در یک تاریخ معین واقع شده و تمام کسانی که در آن حادثه حضور داشتند اکنون دیگر نیستند پس به چه دلیل از آنها تجلیل به عمل می آید؟

معظم له در پاسخ به این شبهه تصریح کردند: تجلیل از مقام امام حسین (علیه السلام) و شهدای کربلا به دلیل آن است که امام حسین (علیه السلام) چراغ هدایت  و در همه زمان ها و مکان ها برای همه انسان ها کشتی نجات است.

آیة ‌الله العظمی مکارم شیرازی با طرح این سؤال که آیا انسان در ظلمت شب به چراغ نیازی نخواهد داشت؟ فرمودند: مکتب امام حسین (علیه السلام) همان چراغ و نورانیتی است که در این دریای متلاطم سبب نجات انسان می شود.

ایشان در پاسخ به سم پاشی دشمنان اسلام در این زمینه فرمودند: اهل سنت و وهابیان جلد قرآن را می بوسند و همه ملت ها به پرچم کشورشان احترام می گذارند و آن را می بوسند. جلد قرآن وابسته به قرآن است و بوسیدن آن در اصل احترام به قرآن است و پرچم نشانه عظمت یک کشور است و احترام به آن احترام به کشور است.

آیة ‌الله مکارم العظمی شیرازی تصریح کردند: ضریح امام حسین (علیه السلام) وابسته به امام حسین (علیه السلام) است و محبت شیعیان به چوب نیست بلکه احترام به صاحب آن است و در اصل ضریح نشانه، الگو و بیانگر این مطلب است.

معظم له خطاب به شبهه افکنان با بیان این‌که این سفسطه بازی ها و مغلطه کاری ها چیست؟ اذعان داشتند: اگر دشمن به ضریح امام حسین (علیه السلام) حمله کند مانند این است که به پرچم کشورمان حمله کرده است و ما حاضریم در مقابله با این حمله جان دهیم.

حضرت آیة  الله العظمی مکارم شیرازی در پایان با بیان این‌که دشمنان با سم پاشی های خود گمان می کنند که یک واقعیت را مطرح کرده اند، از رسانه ها خواست تا با روشنگری در مقابل افراد نادانی که به سم پاشی در این زمینه مشغولند بایستند.

 آیین تأیید به چه منظوری انجام می شود؟


 تأیید که تدهین یا مهر کردن نیز نامیده می شود(1) تکمیل کننده ی آیین غسل تعمید تلقی می شود. این مراسم به این هدف صورت می گیرد که فرد پیمان و عهدی را که در کودکی در مراسم غسل تعمید به نیابت از جانب او بسته شده آگاهانه مورد تأکید و تأیید قرار دهد.
در مراسم تعمید بر نجات از گناه ذاتی تأکید می شود و طی آن فرد با خداوند آشتی می کند اما در مراسم تأیید بر جنبه ی اثباتی، یعنی هدایت گرفتن از روح القدس، تأکید می شود. این مراسم معمولاً در سنی که فرد قدرت تشخیص و قبول مسئولیت داشته باشد و بتواند ایمان و عقیده ی مذهبی خویش را عقلاً بپذیرد انجام می شود. امروزه در آن دسته از کلیساهایی که این مراسم را به عمل می آورند معمولاً تأیید و تنفیذ بین 10 تا 13 سالگی صورت می گیرد.(2)
مسئولیت انجام این کار در کلیسای کاتولیک بر عهده اسقف است. در ارتدوکس، مسئولیت این شعار دینی از آن جهت به اسقف اختصاص یافته که تنها اوست که می تواند کریسم(3) را تقدیس کند و هیچ کشیش دیگری نمی تواند این امر را عهده دار شود. این با روش کاتولیک روم که هنوز اداره ی تمام شعایر دینی را مخصوص اسقف می داند فرق نمایان دارد. پیشانی، چشمان، سوراخ بینی، گوشها، دهان، سینه، دستها و پاهای داوطلب تدهین می شود. پروتستانهایی که به کلیسای ارتدوکس ملحق می شوند، باید تدهین شوند.(4)
 

1 . اینار مولند، جهان مسیحیت، ص 58.
2 . محمد رضا زیبائی نژاد، مسیحیت شناسی مقایسه ای، ص 321.
3 . Chrism، روغن تقدیس یافته ای که برای برخی از شعایر مانند تعمید و تدهین به کار می رود
4 . اینار مولند، جهان مسیحیت، ص 59.


 آیین عشای ربانی به چه منظوری انجام داده می شود؟


 به این آیین شام مقدس، شام خداوند، شکستن نان، مجلس سپاسگذاری و شراکت هم اطلاق شده است. این عمل نماد حلول و تجسد الهی قلمداد می شود.(1) در اناجیل روایت شده است که عیسی (ع) در آخرین شب حیات خود که شب عید فِصح یهودیان بود به اتفاق شاگردان و به سنت کتاب مقدس، شام دسته جمعی (شام آخر) را صرف کردند. این شام دسته جمعی در اناجیل به دو شکل توجیه می شود. در انجیل همنوا، عیسی (ع) به نشان همبستگی خویش با شاگردانش نانی را که در سفره بود پاره پاره می کند و به شاگردان می دهد و می گوید: این بدن من است که برای شما تسلیم می شود. این کار را به یادبود من انجام دهید. به همین ترتیب بعد از شام پیاله ای از شراب به آنان می دهد و می گوید: با خون خود که برای شما ریخته می شود پیمان تاره ای بستم و این نشانه ی آن است.(2) در انجیل یوحنا این صفحه بازگو نمی شود. بلکه عیسی (ع) از شام فصح یک تعلیم مهم نتیجه گیری می کند. عیسی (ع) خود را نان حیات می نامد و می گوید: یقین بدانید که اگر بدن پسر انسان را نخورید و خون او را نیاشامید فاقد حیات هستید.(3)
در انجام این مراسم، کشیش قطعات کوچکی از نان مخصوص را که قبلاً با شراب و آب تقدیس شده، در بین مؤمنان تقسیم می کند؛ و با خواندن دعا، نان و شراب در بدن مسیحیان، به گوشت و خون عیسی (ع) مبدّل می گردد، و با او متحد می شود. کلیسای کاتولیک رومی از نان فطیر (ورنیامده) ، و کلیسای بخش شرقی از نان ورآمده، در این مراسم استفاده می کنند. همین اختلاف رسم، خود یکی از ارکان اساسی جدال میان ارتدوکس و کلیسای کاتولیک روم را تشکیل می دهد. کلیسای ارتدوکس، اولیای کلیسای غرب را به خاطر استفاده از نان فطیر، به یهودیگری و جمود متهم می کند. کلیسای ارتدوکس، برخلاف کاتولیک روم برای مردم غیر روحانی، هم نان فطیر و هم غیر فطیر را تجویز می کند. روش کاتولیک روم به عنوان خیانت به فرمان عیسی (ع) و انحراف از سنت معمول کلیسای جهانی محکوم شده است.(4)
در کلیه ی کلیساهای کاتولیک معمولاً یک محراب وجود دارد که حداقل در آن یک نان تقدیس یافته که در برابرش یک لامپ روشن وجود دارد، ذخیره شده است. این نشان جاودانی و حضور مسیح (ع) در آن است. هر شخص کاتولیک که داخل کلیسا می شود، تا هنگام خروج از کلیسا به هر نقطه ای که می رود در برابر آن محراب به زانو درآمده تعظیم می کند تا وقتی که کلیسا را ترک کند.(5)
کلیسای روم، در آداب تعمید کودک، اجرای اولین شام ربانی را نیز ضروری می دانست و پس از تعمید به او جرعه ای از شراب تقدیس شده می نوشانیدند تا در بدن مسیح (ع) پذیرفته شود.(6) در حدود سال 831. م پاسکاسیوس راد برتوس (785 ـ 860. م) این تعلیم را آغاز کرد که ماهیت نان و شراب در اثر معجزه ای الهی واقعاً  به بدن و خون مسیح تبدیل می شود. او این نظریات را در کتابی با عنوان درباره ی بدن و خون خداوند ارائه کرد. اما کلیسای روم تا سال 1215 به طور رسمی این تعلیم را نپذیرفته بود. در شورای چهارم لاتران (1215. م) این آموزه که تبدّل جوهر نام دارد، به طور کامل توصیف و تشریح شد.(7) بر طبق این آموزه، نان فطیر و شراب حقیقتاً، واقعاً، و ذاتاً به خون و گوشت مسیح (ع) تبدیل می شود. طبیعت دوگانه ی انسانی و الهی او در این شعار حاضرند و عناصر تقدیس شده تا زمانی که به صورت جسمانی خود باقی هستند متضمن گوشت و خون مسیح اند.(8)
مارتین لوتر این فکر را که هربار برگزاری عشای ربانی به منزله ی تجدید قربانی حضرت مسیح (ع) می باشد، طرد کرد و در مقابل این سخن که به هنگام اجرای این آیین، نان و شراب مقدس به نحو معجزه آسایی تغییر ماهیت می دهد، سخت ایستاد. وی به عوض این نظریه، نظریه ی خود به نام هم ذات شدن را قرار داد. لوتر عمیقاً به حضور خداوند در همه جا اعتقاد داشت و بنابراین قبول می کرد که خداوند از همان اول در اجزای نان و شراب حضور داشته است.(9)
هر یک از کلیساهای میسحی در شعایر و آیین های عشای ربانی ابتکاراتی پدید آورده است. ولی دو عنصر اساسی در همه ی مراسم ثابت است: 1ـ خواندن دو یا سه مقطع از کتاب مقدس 2ـ خوردن قربانی مقدس هنگام تبرک نان و شراب. در این هنگام، پیشوای مراسم، سخنان عیسی (ع) در شام آخر را تلاوت می کند. در کلیساهای کاتولیک و ارتدوکس، جز اسقف و یا جانشین او یعنی کشیش، کسی نمی تواند پیشوای مراسم باشد و علاوه بر خواندن کتاب مقدس و خوردن قربانی، همخوانی و دعای توسل و شکر، همراه با موعظه و مصافحه نیز انجام می شود. بسیاری از پروتستان ها عشای ربانی را بسیار مهم می شمارند، به طوری که می گویند باید برای اجرای درست و کامل آن مراسم کاملاً آماده شد و به همین دلیل، آن را تنها در برخی از مناسبت ها برگزار می کنند و بسیاری از آنها سالی چهار بار یا ماهی یک بار مراسم عشای ربانی را برپا می کنند. ارتدوکس ها مراسم عشای ربانی را در روزهای یکشنبه و اعیاد برگزار می کنند، ولی کاتولیک ها می گویند عشای ربانی قلب عبادت روزانه است و به همین دلیل، آن مراسم را هر روز برپا می دارند.(10)
 

1 . رابرت ویر، جهان مذهبی، ص 794.
2 . متی 26:26؛ مرقس 22:14؛ لوقا 19:22.
3 . هنری تیسن، الهیات مسیحی، ص 312.
4 . اینار مولند، جهان مسیحیت، ص 60.
5 . همان، ص 109.
6 . جلال الدین آشتیانی، تحقیقی در دین مسیح، ص 378.
7 . اول کرنر، سرگذشت مسیح در طول تاریخ، ص 163.
8 . اینار مولند، جهان مسیحیت، ص 70.
9 . رابرت ویر، جهان مسیحی، ص 794.
10 . توماس میشل، کلام مسیحی، ص 97.


 آیین توبه چگونه اجرا می شود؟


برخلاف غسل تعمید و تأیید که فقط یک بار انجام می شود، آیین توبه و طلب بخشایش را که در کلیسای کاتولیک روم انجام می شود، می توان در هر زمان و هر چند نوبت که فرد خواسته باشد برگزار کرد. این مراسم برای جبران گناهی که از زمان غسل تعمید به بعد انجام شده طراحی شده است. در این مراسم کشیش به نیابت از رسولان مسیح (ع) گناهان شخص را می بخشاید. رسولان هم خود از ناحیه ی عیسی (ع) به چنین منصبی نایل آمدند: «عیسی (ع) بر آنان دمید و گفت: روح القدس را بیابید، گناهان کسانی را که ببخشید بخشیده می شود و آنانی را که نبخشید بخشیده نخواهد شد.»(1)
در این مراسم چهار عمل خاص انجام می شود: توبه، اعتراف، رضایت ذات الهی، و اعلام آمرزش گناه به دست کشیش.
1ـ توبه و طلب مغفرت؛ که عبارت از تأسف عمیق از انجام گناهان است که این ابراز تأسف از طرف فرد توبه کار به خدمت کشیش که مراسم را به جا می آورد ابراز می شود.
2ـ اعتراف به گناه که در ابتدا از طرف فرد داوطلب توبه در حضور همه ی جمع انجام می شد. اما از قرن یازدهم به بعد این اقرار به گناه جنبه ی خصوصی پیدا کرده است و شخص توبه کننده تنها در محضر کشیش اعتراف می کند. به گفته ی کتاب مقدس، یهودیان هم در نزد یحیی تعمید دهنده به گناهان خود اعتراف می کردند.(2) از رساله ی یعقوب هم استنباط می شود که به شخص گناهکار توصیه شده است در میان جمع به گناهان خود اعتراف کند: «نزد یکدیگر به گناهان خود اعتراف نمایید و برای یکدیگر دعا کنید تا شفا یابید.»(3) شاید به دلیل آثار سوء اجتماعی که ذکر گناهان در بین مردم داشت، کلیسا مجبور شد اعتراف را به شکل مخفیانه و در محضر کشیش منحصر کند.
در اعتراف شخص باید به تک تک گناهان اشاره کند. در این اشاره باید تعداد گناهان، انواع آنها و خصوصیات گناه (مثل قتل نفس، زنا و ...) را ذکر کند. همه ی گناهان قابل بخشش است اما میان گناهان بزرگ و سایر گناهان فرق وجود دارد. گناه مهلک و بزرگ شخص گناه کار را تا هنگامی که گناهش به وسیله ی آمرزش محو نشده از فیض خدا محروم می سازد.
زنا، دزدی، ترک آیین عشای ربانی بدون غذر، بدخواهی و کینه توزی از جمله گناهان بزرگ به شمار می آیند. برای گناهان مهلک توبه یا لااقل نیت توبه ضروری است در حالی که گناهان کوچک ممکن است به وسیله ی دعا، روزه و کارهای نیک آمرزیده شوند.(4) البته اعتراف و آمرزش نسبت به گناهان بزرگ صورت می گیرد اما از آنجائیکه تشخیص گناهان بزرگ از کوچک مشکل است، بهتر است نسبت به همه ی گناهان اعتراف به عمل آید.
کشیش حق ندارد راز شخص معترف را فاش کند و یا حتی به آن اشاره کند، حتی اگر جانش در خطر افتد. اگر بر خلاف این عمل کند طرد و از نظر شرعی در دادگاه کلیسا محاکمه خواهد شد. کشیش بعد از گوش دادن به اعتراف، توبه کار را به چندین نوع توبه وادار می کند.
در کلیسای قدیم و در آغاز قرون وسطا رعایت امور زیر به طور جدی انجام می گرفت: محرومیت از شرکت در عشای ربانی به مدت طولانی، روزه های کامل، تحمل سفر پرمشقت برای زیارت اماکن مقدس و امثال اینها. ولی توبه هایی که در عصر حاضر انجام می شود دارای آن سختیها نیستند.(5)
در کلیسای هر بخش، اتاق های کوچکی به نام اعترافگاه وجود دارد که با تیغه و معمولاً با طور سیمی از اتاق های دیگر مجزاست.(6) جایگاه مخصوص توبه بعد از قرون وسطا از این جهت به کلیسا اضافه شد که هرگونه شایعه ای را که ممکن بود درباره ی کشیشی که با اعتراف کننده ی زن مواجه است تکذیب و دفع کند.(7)
3ـ رضایت و بخشش الهی نیز در اعمال مثبتی است که آن گناه خاص را می پوشاند، اما معمولاً به اشکال خاصی، نظیر روزه گرفتن، نماز و دعا و یا کمک به فقرا انجام می شود. بدین معنا، این اعمال نوعی تنبیه و مجازات دنیوی هستند که از طرف کشیش یا روحانی کلیسا بر فرد مقرر می شود. این مجازات با عمر شخص خطاکار، میزان گناه و هوشیاری شخص تناسب دارد. تمام مجازات ها به سه مجازات عمده، یعنی نماز، روزه و صدقه برمی گردد.(8) از اعتراضات مهم لوتر علیه کلیسای روم، قدرت پاپ و روحانیت کلیسایی در آمرزش گناهان و وضع جریمه های مالی و فروش آمرزش نامه بود که موجب فساد دستگاه کلیسایی و حاکمیت بی دلیل پاپ بر مردم و کلیسا می شد.
4ـ مرحله ی نجات و رهایی است که به معنای آسودگی از نتایج و تبعات گناه است.(9)
از آنجا که دین اسلام میان خداوند و بندگان وجود طبقه ای به نام روحانیان را به عنوان واسطه به رسمیت نمی شناسد، حضور آنان را در عملیات توبه لازم نمی شمارد. ندامت قلبی شرط لازم برای توبه است و اظهار پشیمانی به درگاه خداوند و عدم بازگشت به گناه در تحقق توبه کافی است.(10) در مورد گناهانی که به حقوق مردم مربوط می شود، جبران حق مردم هم ضرورت دارد. تنها در موردی که گناه جنبه ی عمومی و آشکار دارد توبه و اظهار پشیمانی علنی از آن تجویز می شود؛ وگرنه در گناهان شخصی و غیر علنی، اعتراف به گناه خود گناهی است که موجب اشاعه ی زشتی ها و بی اهمیت شدن آن می شود.
 

1 . یوحنا 22:20.
2 . متی 6:3.
3 . یعقوب 16:5.
4 . اینار مولند، جهان مسیحیت، ص 117.
5 . اینار مولند، جهان مسیحیت، ص 118.
6 . ادوارد تبلور، مذهب کاتولیک و مجموعه 21 جزوه، ص 140.
7 . اینار مولند، جهان مسیحیت، ص 119.
8 . پطرس فرماج، ایضاح التعلیم المسیحی، ص 312.
9 . محمد رضا زیبائی نژاد، مسیحیت شناسی مقایسه ای، ص 324 – 326.
10 . بقره: 160، آل عمران: 89، اعراف: 153، نحل: 119، هود: 52 و ...


دیدگاه مسیحیان در مورد ازدواج چیست؟


 مسیحیان ازدواج را امری طبیعی قلمداد نمی کنند، بلکه آن را نشانه ی محبت خداوند به بشریت می دانند. به وسلیه این عمل زن و مرد اتحادی مقدس و غیر قابل انفصال برقرار می کنند. در این عمل مرد ملتزم می شود که محبت، اکرام و امانت را در حق زن انجام دهد و زن هم محبت، امانت و اطاعت را ملتزم می گردد.(1) ازدواج مقدس از آداب رسمی آیین پروتستان نیست اما در آن مذهب نیز رسمی دینی ولی غیر مقدس وجود دارد.(2)
در حالی که کلیسای کاتولیک از ازدواج به عنوان پیمانی که موجب به هم رسیدن دو همسر یاد می کند و به دنبال آن پیوندی جسمی میان آن دو حاصل می شود، کلیسای ارتدوکس از آن به عنوان یکی از خدمات کلیسا یاد می کند.(3)
اگر زن و شوهری هر دو به آیین کاتولیک بگروند، به ازدواج مجدد نیازی نیست و کاتولیک شدن یکی از آن دو نیز موجب بر هم خوردن ازدواج آنها نمی شود. به هر حال کاتولیک ها باید پیمان ازدواج خود را در حضور کشیش انجام دهند. ازدواجهای مختلط یکی از مسائل مشکل مذهبی است که در پاره ای از کشورها موجب مشاجره میان کلیسا و حکومت شده است. مقامات روحانی با ازدواجهای مختلط مخالفت می کنند، از این جهت که زن و شوهری که از دو فرقه ی مختلف باشند دارای هماهنگی مذهبی در زندگی نخواهند بود، و بدین جهت آنها در تعلیم مذهبی فرزندانشان دچار اشکال خواهند شد. در چنین حالی کلیسای کاتولیک جشن ازدواج را در کلیسای کاتولیکی برقرار می کند. این ازدواجها مجدداً به اجازه ی رسمی احتیاج دارند که این به عنوان یک قانون، در مورد بازگشت پیمان تمام ازدواجها به ایمان کاتولیک اجازه داده شده است.(4)
ازدواج مسیحی با کسی که تعمید نیافته جایز نیست. به موجب تعالیم کاتولیک هیچ ازدواجی قابل گسستن نیست. خیانت، تعالیم ضد کلیسایی داشتن، عدم قدرت بر تأمین معاش یا ناسازگاری هیچ یک نمی تواند موجب طلاق شود. حداکثر کاری که کلیسا می تواند بکند این است که اجازه دهد زن و شوهر از هم جدا شوند. البته این امر مشروط بر این است که تا زمانی که یکی از آن دو زنده هستند با شخص دیگری ازدواج نکنند. طلاقی که در دادگاه های دولتی صورت گرفته است از نظر کلیسا اعتبار ندارد. گاهی برای تصحیح این گونه طلاقها به دادگاه مربوط به پاپ مراجعه می کنند تا به خاطر وجود محذور شرعی از طلاق جلوگیری نشود.
در این زمینه یک سنت عقیدتی وجود دارد که از اگوستین مقدس در زمان پاپ پیس یازدهم ضمن بخشنامه ای در سال 1930 به نام «کاستی کانوبی» به دست آمده که جزئیات مسائل ازدواج را مورد بررسی قرار داده و سقط جنین، جلوگیری از بارداری، طلاق و هرگونه عملی را که منجر به گسستن پیمان ازدواج شود در آن محکوم کرده است.(5)
هر چند ازدواج امری مقدس به حساب می آید، عزوبت و دوری از ازدواج امری پسندیده تر است. شخص عزب با تمام توان به خدمت خداوند نایل می شود و با کم کردن مشغله های زندگی خود را به عیسی (ع) و مریم (س) شبیه می سازد.(6) این اعتقاد کلیسای کاتولیک با دیدگاه مسلمانان که عزوبت را امری ناپسند و زمینه ساز گناه می دانند و ازدواج را محکم ترین بنای دینی و زمینه ساز تحکیم دیانت و اصلاح روابط اجتماعی می دانند، تفاوت آشکار دارد.

 

1 . پطرس فرجام، ایضاح التعلیم المسیحی، ص 345.
2 . رابرت ویر، جهان مذهبی، ص 797.
3 . اینار مولند، جهان مسیحیت، ص 61.
4 . همان، ص 122.
5 . همان، ص 123.
6 . پطرس فرجام، ایضاح التعلیم المسیحی، ص 345.


مسیحیان در آیین تعمید چه اعمالی را انجام می دهند؟


 تعمید نشانه ی ورود شخص به جامعه ی کلیساست. از دیدگاه کتاب مقدس، سابقه ی تعمید به زمان یحیی (ع) می رسد: «یحیای تعمید دهنده در بیابان ظاهر شد و اعلام کرد که مردم برای آمرزش گناهان باید توبه کنند و تعمید بگیرند. مردم از تمام سرزمین یهودیه و شهر اورشلیم پیش او می رفتند و با اعتراف به گناهان خود در رود اردن از دست او تعمید می گرفتند.»(1)
عیسی (ع) هم خود از یحیی (ع) تعمید گرفته و شاگردان خود را توصیه کرده است که «همه امت ها را شاگرد سازید و آنها را به اسم پدر و پسر و روح القدس تعمید دهید.»(2) شمعون پطرس هم مردم را تشویق کرده است که: «توبه کنید و هر یک از شما به اسم عیسی مسیح (ع) جهت آمرزش گناهان تعمید گیرید.»(3)
از نگاه پولس، این آیین نشانه ای از مشابه شدن ایماندار با مسیح (ع) در مرگ، تدفین و رستاخیز اوست.(4) این عمل اعترافی آشکار و علنی در مورد خدا بودن مسیح (ع) بوده است.(5) ولی قبل از تعمید باید تعلیم و توبه و ایمان وجود داشته باشد.(6)
فرقه ی پروتستان تعمید را ویژه کسانی می داند که شخصاً  و با رضایت کامل پیام انجیل را پذیرفته اند. پس تعمید کودکان را تا رسیدن به سن نوجوانی که به آن سن رضایت می گویند، ضروری نمی داند. اما کاتولیک ها نوزادان را هم تعمید می دهند. در غسل تعمید کودکان ، آنها به طور نمادین در مرگ مسیح (ع) شرکت می کنند و به این وسیله گناه فطری آنها با مسیح (ع) کشته می شود. سپس با خروج از آب در رستاخیز شرکت می کنند و همانند انسان نوینی از قبر بر می خیزند.
معمولاً تعمید کودکان را والدین یا کسانی که والدین تعمیدی نامیده می شوند، بر عهده می گیرند.(7) در روزهای نخست کلیسا، مراسم غسل تعمید با مراسم شکر گذاری این غسل همراه بود که آن را اسقف انجام می داد. در قرون وسطی کشیشان نیز مجاز به برگزاری این مراسم بودند و حتی گاهی یک فرد عامی هم می توانست آن را انجام دهد. مراسم غسل تعمید عمل شستشو و تطهیری تلقی می شد که در آن هم گناه اولیه و فطری انسان و هم گناهان واقعی که انجام داده بود شسته می شد و انسان از آثار این جرم ها خلاصی می یافت. غسل تعمید نوزدان و خردسالان نیز رایج بود. چون اگر فرد از گناهان اولیه (توسط آدم ابوالبشر) تطهیر نمی شد ممکن بود در زمان مرگ به فنای ابدی محکوم شود. تقریباً تمام گروه های اصلاح گر نیز آیین تعمید را حفظ کردند چون آیین مزبور پشتوانه ای از کتاب مقدس داشت.(8)
ظاهراً در ابتدا ایمان به مسیح (ع) و میل به دریافت تعمید تنها شرط لازم برای تعمید بود اما در اواخر قرن دوم یک دوره آزمایشی و تعلیمی برای سنجش واقعی بودن تجربه روحانی نوایمان تعیین شد. مراسم تعمید نیز معمولاً با فرورفتن در آب و در مواردی نیز با ریختن آب بر سر داوطلب صورت می گرفت. تعمید کودکان که مورد مخالفت ترتولیان و حمایت سیپریان بود و نیز تعمید بیماران در همین دوره ی زمانی شکل گرفت.(9) کلیسا آیین های عشای ربانی و تعمید را رفته رفته در حیطه اختیارات و توانایی های کاهنان قرار داد.(10)
در حال حاضر سه روش برای غسل تعمید وجود دارد. پاشیدن آب، ریختن آب و دفن کردن در آب (ارتماس) که بیشتر در کلیساهای شرق معمول است. در اصل این غسل به صورت غوطه ور شدن در آب انجام می شد. بعداً به علت کم بودن آب و برای ایجاد سهولت برای اشخاص مسن و معلول دو روش دیگر مرسوم گردید.(11)
از زمان های قدیم، عادت بر این بود که نومسیحیان را در مهم ترین عید مسیحیت، یعنی عید پاک، تعمید دهند. مراسم این عید سه روزه در بهار برگزار می شود و از فِصح یهود فاصله ی چندانی ندارد. هنگام تعمید کشیش این عبارت را که از آخر انجیل متّی اقتباس شده است می خواند: «تو را به نام پدر، پسر و روح القدس تعمید می دهم.»(12)،(13)
ولی از آنجا که گناه ذاتی جایگاهی در اعتقادات اسلام ندارد و تمام افراد بشر با فطرت الهی متولد می شوند، اجرای آیین های عملی برای زدودن گناه ذاتی، بی مورد است. هر چند برای شخص نوایمان غسل توبه در بدو گرایش به دین اسلام مطلوب است و موجب تسریع در قبول توبه و یا کمال توبه است،(683) اما عملی ضروری نیست و در نجات هم دخالتی ندارد.
 

1 . مرقس 4:1؛ متی 1:3؛ لوقا 3:3؛ یوحنا 26:1.
2 . متی 19:28.
3 . اعمال 38:2.
4 . رومیان 3:6؛ کولسیان 12:2.
5 . رومیان 9:10.
6 . متی 19:2؛ اعمال 38:2؛ غلاطیان 26:3.
7 . هنری تیسن، الهیات مسیحی، ص 309.
8 . متی 19:28.
9 . رابرت ویر، جهان مذهبی، ص 790.
10 . اول کرنر، سرگذشت مسیح در طول تاریخ، ص 95.
11 . هنری تیسن، الهیات مسیحی، ص 309.
12 . توماس میشل، کلام مسیحی، ص 93.
13 . محمد رضا زیبائی نژاد، مسیحیت شناسی مقایسه ای، ص 317 – 319.
14 . سید محمد کاظم طباطبایی، العروة الوثقی، ج 1، باب الاغسال الفعلیه، ص 463.


 

۱۴ صفر:

شهادت محمد بن ابى بكر(رحمه الله) :

محمد بن ابى بكر بن ابى قحافه از خواص اميرالمؤمنين(عليه السلام) و به منزله فرزند آن حضرت بود زيرا مادرش اسماء بنت عميس است كه اول زوجه جعفربن ابى طالب ، بعد زوجه ابى بكر شد و محمد را در سفر حجة الوداع سال 10 هجرى قمرى به دنيا آورد.
بعد از ابوبكر حضرت على(عليه السلام) اسماء را تزويج نمود، كه از او يحيى به دنيا آمد، و محمد نيز در كنار آن حضرت تربيت يافت.
او مردى شجاع، مهربان و با فضيلت بود، تا جائى كه على(عليه السلام) درباره او مى فرمايد: محمد فرزند من است از صلب ابوبكر.
حضرت على(عليه السلام) در سال 31 هجرى قمرى محمد بن ابى بكر را حاكم مصر نمود. در زمان حكومت وى، معاوية بن خديج به خونخواهى عثمان برخواسته بود، و عده اى نيز به او پيوستند. همين امر موجب شورش در مصر شد. خبر تشنج مصر به امام(عليه السلام) رسيد، حضرت تصميم گرفت كه مالك اشتر را به مصر بفرستد. معاويه چون از اين امر مطلع شد، به دهقان عَريش پيغام داد كه اگر به مالك زهر بخوراند خراج بيست سال را از او نخواهد گرفت، دهقان چون مى دانست مالك عسل را بسيار دوست دارد مقدارى عسل مسموم براى او آورد، مالك ميل نمود و به شهادت رسيد. بعد از شهادت مالك محمد بن ابى بكر دوباره حاكم مصر شد. وقتى اين خبر به گوش معاويه رسيد، عمرو بن عاص را در سال 38 هجرى قمرى با لشكرى به جنگ با محمد بن ابى بكر به مصر روانه كرد. در بين راه معاوية بن خديج به او پيوست .
محمد در جنگ مغلوب شد و به خرابه اى گريخت. معاوية بن خديج او را گرفته و سر از تنش جدا نمود، و بدنش را در شكم حيوانى قرار داد و سوزاند. محمد در آن زمان 28 ساله بود.

پايان حكومت بنى عباس :

حكومت بنى عباس در سال 656 هجرى قمرى با مرگ سى و هفتمين خليفه بنى عباس به نام ابواحمد مستعصم بالله پايان يافت. گفته اند مدت حكومت عباسيون 524 سال بود.


۸ صفر :

وفات سلمان فارسى(رحمه الله)

سلمان فارسى كه نام او روزبه اصفهانى و از اهالى قريه «جى» بود، در روز هشتم صفر در مدائن درگذشت و ايشان را سلمان محمدى ناميدند.
رسول خدا(صلى الله عليه وآله) سلمان را از يك يهودى به نام عثمان بن اشهل خريد و از قيد بندگى آزاد كرد و او هم مسلمان شد و به سلمان معروف شد.

نزول آيه (وَ اتَّقُوا يوماً تُرجَعون فيه الى اللّه)

آيه مباركه (وَ اتَّقُوا يوماً تُرجَعون فيه الى اللّه) مشهور به آخرين آيه قرآن كريم است كه در اين روز بر پيامبر(صلى الله عليه وآله) نازل شد و پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) پس از 21 روز از نزول اين آيه از دنيا رفت.

شهادت اُوَيس قرنىّ(رحمه الله)

اويس از اصحاب اميرالمؤمنين(عليه السلام) و يكى از زهاد ثمانيه بود كه آنها عبارتند از: ربيع بن خُثيم ـ هَرَم بن حيّان ـ اُوَيْس قَرَنى ـ عامر بن عبد قيس ـ ابو مسلم خولائى ـ مسروق بن الاجدع ـ حسن بن ابى الحسن بصرى ـ سويد بن يزيد، كه چهار نفر اول از اصحاب على(عليه السلام)و از زهاد و اتقياء بودند و چهار نفر ديگر باطلند.
اويس در يمن شتر بانى مى كرد و از اجرت آن نفقه مادر صالحه را تأمين مى نمود. روزى از مادرش اجازه خواست تا به زيارت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در مدينه برود، مادرش گفت: برو; اما اگر پيامبر(صلى الله عليه وآله) در خانه نباشد توقف مكن. اويس چون به ديدار پيامبر(صلى الله عليه وآله) رفت و پيامبر(صلى الله عليه وآله)در خانه نبود، به يمن بازگشت. زمانى كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) به خانه آمد نورى مشاهده نمود، فرمود: كسى آمده؟ عرض كردند: از يمن شتربانى آمده بود كه اسم او اويس بود و براى شما سلام فرستاد و بازگشت. حضرت فرمودند: آرى اين نور اويس است كه در خانه ما هديه گذاشته و رفته.
اويس با قباى پشمى و با شمشير و سپر نزد حضرت على(عليه السلام) رفت و عرض كرد: يا على دستت را بده تا بيعت كنم. حضرت فرمود: به چه قسم بيعت مى كنى؟ عرض كرد: به سمع و طاعت و قتال در مقابل شما تا شهيد شوم يا خداوند پيروزى عطا نمايد. حضرت فرمود: اسم تو چيست؟ عرض كرد: اويس. حضرت فرمود: تو اويس قرنى هستى؟ عرض كرد: بلى. فرمود: اللّه اكبر، از پيامبر(صلى الله عليه وآله) شنيدم كه فرمود: يا على تو مردى را از امت من درك مى كنى كه اسم او اويس قرنى است و او با شهادت از دنيا مى رود.
اويس قرنى در سال 37 هجرى قمرى در ركاب اميرالمؤمنين(عليه السلام) در جنگ صفين به شهادت رسيد.


۷ صفر:

شهادت امام حسن(عليه السلام) :

بنا بر قول شيخ مفيد و كفعمى، هفتم صفر سال 50 هجرى قمرى روز شهادت امام حسن مجتبى(عليه السلام) مى باشد.

ولادت امام موسى بن جعفر(عليه السلام) :

والده معظّمه آن حضرت «حميده» از بانوان دانشمند بود و لقب شريف اين بزرگوار كاظم و كنيه مشهورش ابوالحسن و ابو ابراهيم است.

وفات سيّد جمال الدين(رحمه الله) :

وفات سيّد اجل، علامه نسب شناس جمال الدين سيد احمد بن على بن حسين بن على بن مهنا بن عنبه اصغر حسنى داودى در سال 828 هجرى قمرى در كرمان رخ داد. وى از علماى نسب شناس اماميه قرن نُهم بود و نسب شريفش با 18 واسطه به امام حسن مجتبى(عليه السلام) مى رسد. اين مرحوم صاحب كتاب «عمدة الطالب فى نسب آل ابيطالب» است. ايشان مدت 12 سال نزد «سيد بن معيّه» تحصيل فقه و حديث نمود. اين سيد بزرگوار مقطوع النسل است.
دو كتاب عمدة الطالب يكى كبرى و ديگرى صغرى و كتاب انساب آل ابيطالب و التحفة الجماليه و تحفة الطالب و بحر الانساب از تأليفات ايشان است.


 ۵ صفر :

شهادت حضرت رقيه(عليها السلام) :

در پنجم صفر سال 61 هجرى قمرى حضرت رقيه(عليها السلام) مظلومانه به شهادت رسيد.
حضرت رقيه(عليها السلام) در سن سه سالگى با پدر بزرگوارش به كربلا آمد. بعد از شهادت امام حسين(عليه السلام) و اهل بيت و اصحاب(عليهم السلام)، همراه با اسراء به كوفه و شام برده شد و در مسير چهل منزل راه شام رنجهاى فراوانى ديد.
در شام بعد از ديدن سر نورانى پدر در خرابه، آنقدر ناله زد و گريست تا به ملكوت اعلا پيوست، بدن شريف آن حضرت را شبانه دفن نمودند.