|
دوباره نقطه سر خط
سال جدید و
محرمی دوباره
بوی اسپند
پیراهن مشکی
ماتم و عزاداری
نذر و دیگ های بزرگ
همه کنار هم
دوست و دشمن
مسلمون و مسیحی و ارمنی و زرتشتی
تحصیلکرده و بی سواد
اونکه تا دیروقت سرکار بوده و
اونکه تا دیروقت سر کوچه و خیابون می ایستاده
زن و مرد
پیر و جوون
نمازخون و بی نماز
حسن و حسین
شهرام و شاهپور
فاطمه و زینب
رکسانا و آرمیتا
با پای پیاده یا با پرادو
احمدی یا موسوی
ایرانی یا عراقی
فرقی نمیکنه
همه حسینی
همه ابوالفضلی
همه علی اکبری و علی اصغری
همه قاسمی
همه ام البنینی
همه زینبی
مسلمو فراموشمون نشه
حر همینطور
مردم کوفه همینطور
سلام بی جواب حسین همینطور
آب و فرات همینطور
تشنه و گلوی خشکیده و لبهای ترک خورده همینطور
علمدار بی دست همینطور
ساقی مشک به لب گرفته همینطور
صدای عمو عمو جان همینطور
قمر بنی هاشم همینطور
شیون زنان حرم همینطور
تیر سه شعبه
علی اصغر شیرخوار همین طور
وای ببینید عشق چه کرده
روسری کشان
گوشواره در گوش پاره کنان همینطور
شب تار و خرابه و کاروان اسراء رفته همینطور
دخترکی ترسان و گریان
تنها و زانو در بغل و لرزان همینطور
صدای بابا بابا بابایش همینطور
وای ببین چه صبری کرده خدا
صدای زینب زینب حسین همینطور
صدای حسین حسین زینب همینطور
گفتن اینکه در نمازهای شب دعایم کن خواهر همینطور
صدای فریاد زینب که میگفت از سینه برادرم ای نانجیب برخیز...
همینطور.....
..
...
....
او میبرید و
غافل از اینکه او بریده بود همینطور
او میبرید و
زینب افتان و خیزان میدوید همینطور
وای ببین عشق چه کرده
بوسه بر گلوی بریده همینطور
گفتن یارب یارب
این هدیه را از ما بپذیر همینطور
وای ببین عشق چه کرده
واویلا
گفتن اینکه ندیدم جز شکوه عشق و زیبایی همینطور
ببین عشق چه کرده
واویلا
.
..
...
کنون گشته اربعین
سر از سفر بازگشته
زینب خمیده سوخته بازگشته
حسین حسین میگوید
میجوید
آن قبر مبارک را
و ناگاه
میبیند و می یابد
قبری که بر آن علی ابن حسین
سجاد آل پیمبر
نگاشته است
هذا قبر الحسین مقتول بالارض کرب و بلا
عطشانا
.
..
...
برادر
منم
زینب تو
خواهرت
شناختی؟
سوخته ام
خمیده ام
عبدالله هم مرا نشناخت
ولی داداش ببین
هنوز با این قوم یزید
این کافران
حجابم بر سرم هست
الحمدلله
.
..
...
داداش برخیز
راس ات را آورده ام
.
..
داداش از سر نیزه ها
از گوشه تنور
از آن تشت طلا
از آن ضربات خیزران
از آن پرتاب سنگ ها
سرت را آورده ام
.
..
...
فقط داداش خجالت زده ام شرمنده ام رقیه دخترت داشت با سرت سخن میگفت ناگاه دیدیم در کاروان نیست سرت یکسو از او خبری نیست در کدامین خرابه ای رقیه که این چنین مرا نزد برادر خراب کرده ای عمه . .. ... داداش از کجاها برایت بگویم . .. ... از سوار کردنمان بر شتر های بی ناغله بستن پاهایمان زیر شتر یا از زنجیر و غل بر دست و پای علی از افتادن بچه ها از شترها یا از شلاق آن نامردان . .. چه بگویم داداش ... گفتم و میگویم و خواهم گفت تا سر کربلا در کربلا نماند داداش . .. ... برادر جان در کوفه گفتم بنام خداوند بخشنده و مهربان الحمدلله و الصلاه علی جدی محمد و آله الطیبین الاخیار ای مردم کوفه ای صاحبان مکر و خدعه آیا بر ما گریه میکنید هرگز آب دیدگان شما فرو نایستد و ناله های شما ساکت نگردد مثل شما مثل زنی است که رشته های خود را نیکو ببافد و سپس از هم باز کند شما ایمان خود را مایه مکر و خیانت در میان خود ساختید و رشته ایمان را بستید و دو مرتبه باز کردید در میان شما جز خودستایی و فساد و سینه های پرکینه و چاپلوسی و تملقی چون تملق کنیزان و غمازی با دشمنان خصلتی نیست شما مانند گیاه های زباله دانها هستید که قابل خوردن نیستید و به نقره ای میمانید که زینت قبور باشد و از آن استفاده نمیگردد و عذاب جاویدان برای شما اماده شد آیا پس از کشتن ما بر ما گریه میکنید و خود را سرزنش میکنید آری بخدا قسم زیاد گریه کنید و کم بخندید همانا شما لکه عار روزگار را بدامان خود افکندید که به هیچ آبی نمیتوان شست وشویش داد چگونه شسته شود قتل پسر پیغمبرو سید جوانان اهل بهشت و آن کسی که در جنگها و گرفتاری ها ملجا شما در مقام محاجه(مخاصمه) با دشمنان رهنمای شما بود و کسی که در سختی ها به او پناه میبرید و دین و شریعت را از او می آموختید بدانید و آگاه باشید که وزر(گناه و سنگینی) و وبال بزرگی بجا آوردید دور باشید از رحمت خدا و هلاکت بر شما باد به تحقیق که کوشش شما به نا امیدی کشید و دستهای شما از رحمت الهی کوتاه شد و معامله شما موجب خسران و زیانتان گردید همانا به غضب الهی بازگشت نمودید و ذلت و بیچارگی شما را احاطه کرد
وای بر شما اهل کوفه آیا میدانید چه جگری از رسول خدا شکافتید و چه گوهرهایی از حرم او را آشکار کردید و چه خونی از او بر زمین ریختید و چه حرمتی از او هتک نمودید کار زشت و ناشایستی انجام دادید و جنایت بزرگی مرتکب شدید و ظلم و ستمی عظیمبه بزرگی زمین و آسمان نمودید آیا تعجب میکنید که آسمان خون ببارد و بی شبهه عذاب آخرت سخت تر و خوارکننده تر است و در آن روز شما را یاوری نخواهد بود پس این مهلتی را که خداوند به شما داده است سبک نکند و از حد خود خارج نسازد زیرا خداوند در انتقام تعجیل و شتاب نمیکند و نمیترسد که خونخواهی او از دست برود پروردگار شما در کمین و به انتظار شماست . . .
السلام علی الحسین
و علی علی بن الحسین و
علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین
تقدیم به آن حضرت و اهل بیت اش بامید گوشه چشمی
علیرضا قرایی
alirezagharai.blogfa.com |
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم بهمن ۱۳۸۹ ساعت 21:59 توسط علیرضا قرایی
|